
تعجیل مسوولان وزارت نفت درصادرات گاز، بیانگر این واقعیت است كه راحتترین و سریعترین راه حل را جهت استفاده از این منابع خدادادی انتخاب كردند.در حالی كه راههای دیگری نیز وجود دارند كه به نظر بسیاری ازكارشناسان امر، گزینههای مناسبتری نسبت به صادرات گاز است. مضاف بر این كه ضرورت صیانت از مخازن نفت و گاز كشور كه در قانون اساسی صراحتاً بیان شده و نیز در تحقق مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر شكوفایی و ایجاد تحول واقعی در زندگی اقتصادی مردم از سال ۱۴۰۴ هجری شمسی كه به تایید مقام معظم رهبری نیز رسیده است(چشم انداز بیست ساله نظام ) ، دقت و مطالعه دقیقتری را در این زمینه طلب مینماید.در مقاله انوشيروان كوهپايه ، سعی شده است تا با استناد به آمار وارقام ارایه شده از سوی وزارت نفت و نظرات كارشناسان خبره و صاحب نظر در این خصوص ، موضوع صادرات گاز بررسی و راههای جایگزین جهت استفاده از گاز طبیعی ارایه شود.میزان مصرف داخلی گاز طبیعی:كشور ایران با برخورداری ۱۸ درصدی از كل ذخایر گاز جهان پس از روسیه ، دارای رتبه دوم بوده و آمارهای رسمی نشان میدهد كه در سال ۱۳۸۳ كل مصرف گاز طبیعی در كشور ۴/۱۰۵ میلیارد مترمكعب بوده كه ۵/۹۹ میلیارد مترمكعب آن از منابع داخلی (شركت ملی نفت ایران) و ۹/۵ میلیارد مترمكعب آن از طریق واردات تأمین شده است. از مجموع ۴/۱۰۵ میلیارد مترمكعب گاز طبیعی جاری در خطوط لوله كشور ، ۴/۹۱ میلیارد مترمكعب توسط مصرف كنندگان داخلی (خانگی، تجاری و صنعتی) ، ۳/۳ میلیارد مترمكعب جهت تزریق ، ۳/۶ میلیارد مترمكعب درمصارف عملیات گاز رسانی شركت ملی گاز ، ۵/۳ میلیارد مترمكعب جهت صادرات و ۹/۰ میلیارد مترمكعب گاز هم سوزانده میشود.آمارهای رسمی سال ۱۳۸۳ نشان میدهد، ۵/۷ میلیون نفر مشترك و افزون بر ۵/۱۰ میلیون خانوار (۲/۴۵ میلیون نفر) تحت پوشش مصرف گاز طبیعی هستند. بدین ترتیب حدود ۵/۴۲ میلیون نفر جمعیت شهری تحت پوشش قرار دارند. بنا بر همین آمار، جمعیت روستایی تحت پوشش بسیار پایینتر از رقم مذكور حدود ۷/۲ میلیون نفر هستند. علاوه بر مصرفكنندگان فوق ، صنایع مختلفی از جمله نیروگاهها ، صنایع فولاد ، سیمان ، شیشه و غیره در كشور وجود دارند كه میتوانند جزء مصرفكنندگان گاز طبیعی باشند.علی رغم تلاشهای مفید صورت گرفته، هنوز بسیاری از صنایع مذكور، در گروه مصرفكننده گاز طبیعی قرار نگرفتهاند. بر اساس آمارهای موجود ، برای تامین مصرف داخلی كشور ، نیازمند حدود ۱۱۰ میلیاردمتر مكعب گاز در سال هستیم. در مجموع ، با توجه به ارزان و پاك بودن گاز طبیعی (در مقایسه با فرآوردههای نفتی) ، افزایش جمعیت و جایگزینی نفت خام ، لازم است توسعه مصرف داخلی یكی از اولویتهای اصلی وزارت نفت باشد.الویت دوم: استفاده از گازطبیعی به جای فرآوردههای نفتیروزانه دركشور حدود ۶۰ میلیون لیتر بنزین مصرف میشود كه نزدیك به یك سوم این مقدار از طریق واردات تامین میشود (اگرچه میزان مصرف روزانه بنزین در سال آینده به طور متوسط بین ۷۰ تا ۷۲ میلیون لیتر پیش بینی شده است). مصرف بنزین درسال۸۲ درحدود ۲۱ میلیارد لیتربوده است. صرفنظر ازتاثیرات بسیارمثبت زیست محیطی استفاده از گاز طبیعی به جای بنزین كه به یكی ازمعضلات جدی كشور تبدیل شده است، اگر بتوان فقط استفاده از گاز را جایگزین نیمی از بنزین مصرفی كشور نمود ، شاهد صرفهجویی اقتصادی بالغ بر ۱/۲ میلیارددلار در سال خواهیم بود. برای اجرای این طرح، سالانه به ۱۰ میلیارد مترمكعب گاز طبیعی نیاز است. اولویت سوم: تزریق گاز طبیعی به مخازن نفتی به منظور برداشت صیانتی:یكی ازموارد استفاده از گاز طبیعی، تزریق به میادین نفتی است كه به نظر میرسد از نگاه مسئولین و كارشناسان وزارت نفت، مهجورمانده است و یا به صورت جدی به آن پرداخته نشده است. با توجه به نص صریح قانون اساسی ، یكی از وظایف اصلی دولت در حوزه نفت ، صیانت از مخازن نفتی كشور و افزایش ضریب بازیافت است كه تنها از طریق تزریق گاز به میزان لازم و كافی به این مخازن امكان پذیراست. بهترین روش برای افزایش ضریب بازیافت مخازن نفتی ایران از طریق تزریق گاز است. به عنوان مثال ، مطالعات انجام شده در قبل از انقلاب و هم چنین مطالعات اخیر انجام شده در خصوص میدان كرنج توسط شركت مهندسین مشاور كیش و شركت كانادایی GMC ، نشان داده كه تزریق روزانه حدود ۸۵ میلیون متر مكعب گاز طبیعی ، ضریب بازیافت مخزن كرنج را از ۳۰% در حالت تخلیه طبیعی(NATURAL DEPLETION) ، به ۵۶ درصد افزایش میدهد.مثالی دیگر در این زمینه میدان آغاجاری است. حدود ۶۰ سال از شروع بهرهبرداری این میدان میگذرد . عدم تزریق گاز در این میدان از شروع تولید ، باعث از دست رفتن حدود ۱۰ میلیارد بشكه نفت شده است. به عبارت دیگر در صورتی كه از ابتدای تولید میدان آغاجاری ، حجم لازم و كافی گاز برای تثبیت فشار مخزن در آن تزریق میشد نزدیك به ۲۰ میلیارد بشكه نفت از این میدان قابل استحصال بود ، در حالی كه در حال حاضر در صورت انجام تزریق گاز، حدود ۱۰ میلیارد بشكه نفت از این میدان قابل استحصال است.تزریق گاز در مخازن اصلی نفت كشور در دوران قبل از انقلاب با توجه به در دسترس بودن، تنها حدود ۲۵۵ میلیون متر مكعب گاز طبیعی (از منابع پارس شمالی ، پازنان ، آغار و دالان و گازهای همراه) در روز برنامهریزی شده بود و علت اصلی كم بودن میزان تزریق در برنامه ریزی انجام شده، عدم اكتشاف كامل میدان پارس جنوبی بوده است.امروز، پس از گذشت ۲۵ سال تولید از این مخازن و برداشت بیش از ۲۵ میلیارد بشكه نفت در این مدت و تزریق بخش بسیار اندكی از میزان برنامهریزی شده ، حجم بیشتری گاز جهت تزریق به این مخازن مورد نیاز خواهد بود تا بتوان افت فشار مخزن در سالهای گذشته را تامین نمود.براساس برآوردهای جدید، مخازن نفتی كشور روزانه نیاز به تزریق حدود ۵۵۰ میلیون مترمكعب گاز طبیعی دارند، تا بتوان در زمان قابل قبول فشار آنها را به سطح قبل از انقلاب افزایش داد. به عبارت دیگر ، مخازن مورد بهرهبرداری كشور سالانه نیاز به حدود ۲۰۰ میلیارد مترمكعب تزریق گاز طبیعی جهت حفظ و افزایش فشار مخازن دارند.مقایسه تولید و مصرف گاز طبیعی دركشور:بر اساس آمار موجود ، میزان تولید سالانه گاز در سال ۸۳ به میزان ۵/۹۹ میلیارد مترمكعب بوده است و با احتساب بهرهبرداری از۱۷ فاز دیگر پارس جنوبی در آینده ، این مقدار تا میزان ۲۶۰ میلیارد مترمكعب افزایش خواهد یافت. با توجه به اولویتهای مطرح شده و اعداد و ارقام مذكور ، مصرف سالانه ۱۱۰ میلیارد مترمكعب توسط مصرفكنندگان داخلی كه با رشد متوسط ۵/۱۱ درصد مواجه است، جایگزینی سالانه ۱۰ میلیارد مترمكعب گازطبیعی به جای مصرفبنزین و نیاز به تزریق حدود ۲۰۰ میلیارد مترمكعب گاز طبیعی در میادین نفتی ، بیانگر این واقعیت است كه گاز طبیعی مازادی در كشور وجود نداشته و نخواهد داشت كه بتوان از طریق خط لوله و یا به صورت LNG صادر كرد.لذا ، به نظر میرسد كه مسوولان وزارت نفت برای توجیه صادرات گاز از تمام اطلاعا ت مورد نیاز بهره نجستهاند. درادامه این مقاله وضعیت اقتصادی صادرات گاز نیز مورد بررسی قرارمیگیرد. وضعیت جهانی بازار گاز: در حال حاضر ارزش هریك میلیون BTU ( BRITISH THERMAL UNIT ) گاز طبیعی از لحاظ ارزش حرارتی تقریبا معادل ۱۸۷/۰ بشكه نفت خام است، حدود ۳۹/۳ دلار است ( بر اساس قیمت گاز صادراتی به تركیه). درحالی كه ارزش نفت خام معادل آن ( از لحاظ ارزش حرارتی) با احتساب بشكهای ۳۰ دلار ، بیش از ۵/۵ دلاراست. یعنی در بازارهای جهانی ، گاز در ازای ۶۰ درصد ارزش ذاتی خود معامله می شود . گاز علاوه بر ارزانی خود ، دارای مزایای دیگری هم است، هزینه كمتر انتقال و پالایش ، آلایندگی به مراتب كمتر محیط زیست نسبت به نفت خام ، ارزش ذاتی گاز را افزایش میدهد . درحالی كه قیمت فعلی گاز در بازارجهانی انرژی ، برخلاف این واقعیت است لذا اكثر كارشناسان اقتصاد انرژی ، شرایط فعلی را بهشت مصرف كنندگان گاز طبیعی میدانند.مقایسه بین ایران و قطر: با توجه به وجود میدان مشترك پارس جنوبی بین ایران و قطر و میزان برداشت بالای قطریها از این میدان، عدهای معتقدند كه در مقابله با قطر ، لازم است ایران نیز وارد رقابت صادرات LNG با قطرشود. در حالی كه ساختار، موقعیت و امكانات قطر چه از نظر تعداد و حجم مخازن نفتی و چه از نظر سیاسی با كشور ما تفاوت فاحش دارد . رقابت با قطر در مورد صادرات LNG دارای ملاحظات خاصی است كه توجه جدی مسوولان را طلب میكند؛در صورت اجرا? پروژه مطابق برنامه، در زمان بهرهبردار? ایران ، میزان حجم LNG صادراتی قطر بیش از ۱۰ برابر میزان برنامهریزی كشورمان خواهد بود، لذا رقابت با چنین كشوری و موقعیت آن، عقلایی نیست.كشور قطر با قریب به ۸۰۰ هزار نفر سكنه ، جمعیتی معادل یكی از محلههای تهران را دارا است . لذا مصرف داخلی این كشور درتمام زمینهها (خانگی ، صنعتی ، حمل و نقل وتزریق به میادین نفتی ) ، به هیچ عنوان با مصرف داخلی ایران قابل مقایسه نیست. از این رو كشور قطر هیچ راهی جز صادر نمودن گاز خود ندارد. طبیعی است درشرایط رقابتی ، این كشور انعطاف بیشتری در جذب بازار از خود نشان می دهد و این امر سرمایهگذاریهای ما جهت صادرات گاز (چه به صورت خط لوله و چه به صورت LNG) را با تهدید جدی روبرو خواهد ساخت. بنابراین ، با توجه به تولید حجم بالای گاز و نیاز به تزریق حجم كم گاز در میادین نفتی، راهحل دیگری به جز فروش گاز از طریق LNG یا خط لوله برای قطر باقی نمیماند . در حالی كه نیاز به تزریق گاز به مخازن نفتی كشور ایران به اندازهای بالا است كه میتوان تا بیش از ۲۰ میلیارد فوت مكعب (به تعداد ۲۰ فاز پارس جنوبی)در روز به این مخازن گاز تزریق كرد و كل مصرف گاز كشور، ۲۰۰ میلیارد متر مكعب در سال (۷۰۰۰ میلیارد فوت مكعب درسال) برای تزریق و نیز حدود ۱۱۰ میلیارد متر مكعب در سال جهت مصارف دیگر خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر