۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه



صادرات گاز یا هبه به هند و پاکستان؟
محمدهادی نژادحسینیان معاون سابق امور بین الملل وزارت نفت که درگذشته درجریان کلیه امور مربوط به مذاکرات مرتبط با خط لوله صلح بوده، انتقاداتی را نسبت به این طرح مطرح کرده که در نوع خود جالب توجه است.
محمدهادی نژادحسینیان معاون سابق امور بین الملل وزارت نفت که درگذشته درجریان کلیه امور مربوط به مذاکرات مرتبط با خط لوله صلح بوده، انتقاداتی را نسبت به این طرح مطرح کرده که در نوع خود جالب توجه است.از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلا دی، ایران درصدد فروش گاز به هند بود. هند که دومین کشور پرجمعیت جهان پس از چین محسوب می شود به دلیل نیاز به منابع متعدد انرژی و از جمله گاز، پای میز مذاکره با ایران نشست تا از دومین دارنده ذخایر گاز جهان یعنی ایران، گاز مورد نیاز خود را تامین کند. آن زمان مانع اصلی پیش روی انتقال گاز ایران به هند، اختلا فات سیاسی دو کشور هند و پاکستان بود. چرا که به دلیل هزینه بالا یی که انتقال گاز از راه دریا داشت، چاره ای جز انتقال گاز از خشکی نبود و با توجه به اختلا فات سیاسی هند و پاکستان، هند چندان تمایل نداشت تا گاز مورد نیاز خود را از طریق خاک پاکستان تحویل بگیرد. اما رایزنی های گسترده مقامات ایرانی و به موازات آن کاهش اختلا فات سیاسی دو کشور، موجب شد تا پاکستان هم به عنوان خریدارگاز ایران مطرح شود و خط لوله ای که قرار بود گاز ایران را از طریق پاکستان به هند برساند، خط لوله صلح نامیده شد.اما با گذشت نزدیک به ۱۸ سال از آغاز مذاکرات بین ایران با هند و پاکستان، هنوز صادرات گاز ایران به این دو کشور آغاز نشده است. در این عرصه شاید مهمترین عامل این تاخیر را بتوان فشارهای سیاسی آمریکا روی پاکستان و به ویژه هند دانست که سعی دارند با پیشنهاد دادن مسیرهای جایگزین، این دو کشور را از خرید گاز ایران منصرف کنند. اما آنچه تاکنون موجب شده که هند و پاکستان به صراحت، مذاکرات را در بن بست ارزیابی نکنند، تخفیف های فراوانی است که از سوی ایران به این دو کشور پیشنهاد شده تا هند و پاکستان، گاز مورد نیاز خود را با تخفیف وسوسه کننده ای از ایران خریداری کنند. این موضوع نخستین بار توسط محمد هادی نژاد حسینیان معاون سابق امور بین الملل وزارت نفت اعلا م شد و روز گذشته بار دیگر هم توسط او تکرار شد تا هشدار دیگری برای مسوولا ن باشد که نباید به هر قیمتی چوب حراج به گاز ایران بزنند و آن را با قیمت ارزان به فروش برسانند. صادرات گاز ایران به هند و پاکستان در شرایطی با قیمت 71/8 دلا ر قرار است صورت گیرد که قیمت گاز در بازار حدود ۲۲ دلا ر است. از سوی دیگر کشور ما در شرایط فعلی با کمبود گاز مواجه است که نمونه آن را در سال های اخیر و به ویژه در زمستان سخت ۱۳۸۶ به یاد داریم. در حقیقت کمبود گاز در کشور مشکلا ت فراوانی را ایجاد کرده است. از همه مهم تر موضوع تزریق گاز به میادین نفتی فرسوده و قدیمی ایران به منظور صیانت از این مخازن و افزایش ظرفیت تولید آنهاست. بسیاری از کارشناسان بر این اعتقادند که به جای صادرات گاز - ولو با قیمت واقعی - بهتر است آن را به مخازن نفتی تزریق کنیم تا تولید نفت خود را افزایش دهیم. چرا که در این صورت سود بیشتری عاید کشور می شود. با تزریق ۲ تا ۴ هزار فوت مکعب گاز در یک میدان نفتی، یک بشکه نفت بیشتر استحصال می شود. حدود ۳۵۰۰ فوت مکعب گاز برای فروش برابر با ۱۰۰ مترمکعب است که ۱۰ دلا ر ارزش دارد. در حالی که اگر همان میزان گاز را به جای فروش، به میادین نفت تزریق کنیم، یک بشکه نفت بیشتر استحصال می شود که قیمت آن حدود ۱۴۰ دلا ر است و این یعنی تزریق گاز به میادین نفتی، به مراتب به صرفه تر از فروش آن است.این امر به ویژه در کشور ما که اغلب مخازن نفت از قدمت زیادی برخوردارند و برای جلوگیری از کاهش تولید آن و حتی افزایش تولید نیازمند تزریق فراوان گاز و آب هستند، از اهمیت بسیار بالا یی برخوردار است. اکنون پرسش اینجاست که مسوولا ن با چه توجیهی در صدد نهایی کردن قرارداد صادرات گاز ایران به هند و پاکستان با تخفیف فراوان و قیمت به مراتب پایین تر از قیمت های جهانی هستند؟ آیا صرفا خواستار امضای یک قرارداد برای بالا بردن کمیت تعداد قراردادهای منعقد شده بین ایران و کشورهای دیگر هستیم؟ چه کسی جوابگوی زیان صدها میلیارد دلا ری کشور در صورت امضای این قرارداد با این تخفیف بی سابقه خواهد بود؟ اصلا صادرات گاز به هند و پاکستان به منظور کسب سود بیشتر برای رفاه مردم ایران صورت می گیرد یا برای هبه کردن و هدیه دادن به مردم هند وپاکستان؟


نویسنده : انوشيروان كوهپايه


تعجیل مسوولان وزارت نفت درصادرات گاز، بیان‌‏گر این واقعیت است كه راحت‌‏ترین و سریع‌‏ترین راه حل را جهت استفاده از این منابع خدادادی انتخاب كردند.در حالی كه راه‌‏های دیگری نیز وجود دارند كه به نظر بسیاری ازكارشناسان امر، گزینه‌‏های مناسب‌‏تری نسبت به صادرات گاز است. مضاف بر این كه ضرورت صیانت از مخازن نفت و گاز كشور كه در قانون اساسی صراحتاً بیان شده و نیز در تحقق مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر شكوفایی و ایجاد تحول واقعی در زندگی اقتصادی مردم از سال ۱۴۰۴ هجری شمسی كه به تایید مقام معظم رهبری نیز رسیده است(چشم انداز بیست ساله نظام ) ، دقت و مطالعه دقیق‌‏تری را در این زمینه طلب می‌‏نماید.در مقاله انوشيروان كوهپايه ، سعی شده است تا با استناد به آمار وارقام ارایه شده از سوی وزارت نفت و نظرات كارشناسان خبره و صاحب نظر در این خصوص ، موضوع صادرات گاز بررسی و راه‌‏های جایگزین جهت استفاده از گاز طبیعی ارایه شود.میزان مصرف داخلی گاز طبیعی:كشور ایران با برخورداری ۱۸ درصدی از كل ذخایر گاز جهان پس از روسیه ، دارای رتبه دوم بوده و آمارهای رسمی نشان می‌‏دهد كه در سال ۱۳۸۳ كل مصرف گاز طبیعی در كشور ۴/۱۰۵ میلیارد مترمكعب بوده كه ۵/۹۹ میلیارد مترمكعب آن از منابع داخلی (شركت ملی نفت ایران) و ۹/۵ میلیارد مترمكعب آن از طریق واردات تأمین شده است. از مجموع ۴/۱۰۵ میلیارد مترمكعب گاز طبیعی جاری در خطوط لوله كشور ، ۴/۹۱ میلیارد مترمكعب توسط مصرف كنندگان داخلی (خانگی، تجاری و صنعتی) ، ۳/۳ میلیارد مترمكعب جهت تزریق ، ۳/۶ میلیارد مترمكعب درمصارف عملیات گاز رسانی شركت ملی گاز ، ۵/۳ میلیارد مترمكعب جهت صادرات و ۹/۰ میلیارد مترمكعب گاز هم سوزانده می‌‏شود.آمارهای رسمی سال ۱۳۸۳ نشان می‌‏دهد، ۵/۷ میلیون نفر مشترك و افزون بر ۵/۱۰ میلیون خانوار (۲/۴۵ میلیون نفر) تحت پوشش مصرف گاز طبیعی هستند. بدین ترتیب حدود ۵/۴۲ میلیون نفر جمعیت شهری تحت پوشش قرار دارند. بنا بر همین آمار، جمعیت روستایی تحت پوشش بسیار پایین‌‏تر از رقم مذكور حدود ۷/۲ میلیون نفر هستند. علاوه بر مصرف‌‏كنندگان فوق ، صنایع مختلفی از جمله نیروگاه‌‏ها ، صنایع فولاد ، سیمان ، شیشه و غیره در كشور وجود دارند كه می‌‏توانند جزء مصرف‌‏كنندگان گاز طبیعی باشند.علی رغم تلاش‌‏های مفید صورت گرفته، هنوز بسیاری از صنایع مذكور، در گروه مصرف‌‏كننده گاز طبیعی قرار نگرفته‌‏اند. بر اساس آمارهای موجود ، برای تامین مصرف داخلی كشور ، نیازمند حدود ۱۱۰ میلیاردمتر مكعب گاز در سال هستیم. در مجموع ، با توجه به ارزان و پاك بودن گاز طبیعی (در مقایسه با فرآورده‌‏های نفتی) ، افزایش جمعیت و جایگزینی نفت خام ، لازم است توسعه مصرف داخلی یكی از اولویت‌‏های اصلی وزارت نفت باشد.الویت دوم: استفاده از گازطبیعی به جای فرآورده‌‏های نفتیروزانه دركشور حدود ۶۰ میلیون لیتر بنزین مصرف می‌‏شود كه نزدیك به یك سوم این مقدار از طریق واردات تامین می‌‏شود (اگرچه میزان مصرف روزانه بنزین در سال آینده به طور متوسط بین ۷۰ تا ۷۲ میلیون لیتر پیش بینی شده است). مصرف بنزین درسال۸۲ درحدود ۲۱ میلیارد لیتربوده است. صرف‌‏نظر ازتاثیرات بسیارمثبت زیست محیطی استفاده از گاز طبیعی به جای بنزین كه به یكی ازمعضلات جدی كشور تبدیل شده است، اگر بتوان فقط استفاده از گاز را جایگزین نیمی از بنزین مصرفی كشور نمود ، شاهد صرفه‌‏جویی اقتصادی بالغ بر ۱/۲ میلیارددلار در سال خواهیم بود. برای اجرای این طرح، سالانه به ۱۰ میلیارد مترمكعب گاز طبیعی نیاز است. اولویت سوم: تزریق گاز طبیعی به مخازن نفتی به منظور برداشت صیانتی:یكی ازموارد استفاده از گاز طبیعی، تزریق به میادین نفتی است كه به نظر می‌‏رسد از نگاه مسئولین و كارشناسان وزارت نفت، مهجورمانده است و یا به صورت جدی به آن پرداخته نشده است. با توجه به نص صریح قانون اساسی ، یكی از وظایف اصلی دولت در حوزه نفت ، صیانت از مخازن نفتی كشور و افزایش ضریب بازیافت است كه تنها از طریق تزریق گاز به میزان لازم و كافی به این مخازن امكان پذیراست. بهترین روش برای افزایش ضریب بازیافت مخازن نفتی ایران از طریق تزریق گاز است. به عنوان مثال ، مطالعات انجام شده در قبل از انقلاب و هم چنین مطالعات اخیر انجام شده در خصوص میدان كرنج توسط شركت مهندسین مشاور كیش و شركت كانادایی GMC ، نشان داده كه تزریق روزانه حدود ۸۵ میلیون متر مكعب گاز طبیعی ، ضریب بازیافت مخزن كرنج را از ۳۰% در حالت تخلیه طبیعی(NATURAL DEPLETION) ، به ۵۶ درصد افزایش می‌‏دهد.مثالی دیگر در این زمینه میدان آغاجاری است. حدود ۶۰ سال از شروع بهره‌‏برداری این میدان می‌‏گذرد . عدم تزریق گاز در این میدان از شروع تولید ، باعث از دست رفتن حدود ۱۰ میلیارد بشكه نفت شده است. به عبارت دیگر در صورتی كه از ابتدای تولید میدان آغاجاری ، حجم لازم و كافی گاز برای تثبیت فشار مخزن در آن تزریق می‌‏شد نزدیك به ۲۰ میلیارد بشكه نفت از این میدان قابل استحصال بود ، در حالی كه در حال حاضر در صورت انجام تزریق گاز، حدود ۱۰ میلیارد بشكه نفت از این میدان قابل استحصال است.تزریق گاز در مخازن اصلی نفت كشور در دوران قبل از انقلاب با توجه به در دسترس بودن، تنها حدود ۲۵۵ میلیون متر مكعب گاز طبیعی (از منابع پارس شمالی ، پازنان ، آغار و دالان و گازهای همراه) در روز برنامه‌‏ریزی شده بود و علت اصلی كم بودن میزان تزریق در برنامه ریزی انجام شده، عدم اكتشاف كامل میدان پارس جنوبی بوده است.امروز، پس از گذشت ۲۵ سال تولید از این مخازن و برداشت بیش از ۲۵ میلیارد بشكه نفت در این مدت و تزریق بخش بسیار اندكی از میزان برنامه‌‏ریزی شده ، حجم بیشتری گاز جهت تزریق به این مخازن مورد نیاز خواهد بود تا بتوان افت فشار مخزن در سال‌‏های گذشته را تامین نمود.براساس برآوردهای جدید، مخازن نفتی كشور روزانه نیاز به تزریق حدود ۵۵۰ میلیون مترمكعب گاز طبیعی دارند، تا بتوان در زمان قابل قبول فشار آنها را به سطح قبل از انقلاب افزایش داد. به عبارت دیگر ، مخازن مورد بهره‌‏برداری كشور سالانه نیاز به حدود ۲۰۰ میلیارد مترمكعب تزریق گاز طبیعی جهت حفظ و افزایش فشار مخازن دارند.مقایسه تولید و مصرف گاز طبیعی دركشور:بر اساس آمار موجود ، میزان تولید سالانه گاز در سال ۸۳ به میزان ۵/۹۹ میلیارد مترمكعب بوده است و با احتساب بهره‌‏برداری از۱۷ فاز دیگر پارس جنوبی در آینده ، این مقدار تا میزان ۲۶۰ میلیارد مترمكعب افزایش خواهد یافت. با توجه به اولویت‌‏های مطرح شده و اعداد و ارقام مذكور ، مصرف سالانه ۱۱۰ میلیارد مترمكعب توسط مصرف‌‏كنندگان داخلی كه با رشد متوسط ۵/۱۱ درصد مواجه است، جایگزینی سالانه ۱۰ میلیارد مترمكعب گازطبیعی به جای مصرف‌‏بنزین و نیاز به تزریق حدود ۲۰۰ میلیارد مترمكعب گاز طبیعی در میادین نفتی ، بیان‌‏گر این واقعیت است كه گاز طبیعی مازادی در كشور وجود نداشته و نخواهد داشت كه بتوان از طریق خط لوله و یا به صورت LNG صادر كرد.لذا ، به نظر می‌‏رسد كه مسوولان وزارت نفت برای توجیه صادرات گاز از تمام اطلاعا ت مورد نیاز بهره نجسته‌‏اند. درادامه این مقاله وضعیت اقتصادی صادرات گاز نیز مورد بررسی قرارمی‌‏گیرد. وضعیت جهانی بازار گاز: در حال حاضر ارزش هریك میلیون BTU ( BRITISH THERMAL UNIT ) گاز طبیعی از لحاظ ارزش حرارتی تقریبا معادل ۱۸۷/۰ بشكه نفت خام است، حدود ۳۹/۳ دلار است ( بر اساس قیمت گاز صادراتی به تركیه). درحالی كه ارزش نفت خام معادل آن ( از لحاظ ارزش حرارتی) با احتساب بشكه‌‏ای ۳۰ دلار ، بیش از ۵/۵ دلاراست. یعنی در بازارهای جهانی ، گاز در ازای ۶۰ درصد ارزش ذاتی خود معامله می شود . گاز علاوه بر ارزانی خود ، دارای مزایای دیگری هم است، هزینه كمتر انتقال و پالایش ، آلایندگی به مراتب كمتر محیط زیست نسبت به نفت خام ، ارزش ذاتی گاز را افزایش می‌‏دهد . درحالی كه قیمت فعلی گاز در بازارجهانی انرژی ، برخلاف این واقعیت است لذا اكثر كارشناسان اقتصاد انرژی ، شرایط فعلی را بهشت مصرف كنندگان گاز طبیعی می‌‏دانند.مقایسه بین ایران و قطر: با توجه به وجود میدان مشترك پارس جنوبی بین ایران و قطر و میزان برداشت بالای قطری‌‏ها از این میدان، عده‌‏ای معتقدند كه در مقابله با قطر ، لازم است ایران نیز وارد رقابت صادرات LNG با قطرشود. در حالی كه ساختار، موقعیت و امكانات قطر چه از نظر تعداد و حجم مخازن نفتی و چه از نظر سیاسی با كشور ما تفاوت فاحش دارد . رقابت با قطر در مورد صادرات LNG دارای ملاحظات خاصی است كه توجه جدی مسوولان را طلب می‌‏كند؛در صورت اجرا? پروژه مطابق برنامه، در زمان بهره‌‏بردار? ایران ، میزان حجم LNG صادراتی قطر بیش از ۱۰ برابر میزان برنامه‌‏ریزی كشورمان خواهد بود، لذا رقابت با چنین كشوری و موقعیت آن، عقلایی نیست.كشور قطر با قریب به ۸۰۰ هزار نفر سكنه ، جمعیتی معادل یكی از محله‌‏های تهران را دارا است . لذا مصرف داخلی این كشور درتمام زمینه‌‏ها (خانگی ، صنعتی ، حمل و نقل وتزریق به میادین نفتی ) ، به هیچ عنوان با مصرف داخلی ایران قابل مقایسه نیست. از این رو كشور قطر هیچ راهی جز صادر نمودن گاز خود ندارد. طبیعی است درشرایط رقابتی ، این كشور انعطاف بیشتری در جذب بازار از خود نشان می دهد و این امر سرمایه‌‏گذاری‌‏های ما جهت صادرات گاز (چه به صورت خط لوله و چه به صورت LNG) را با تهدید جدی روبرو خواهد ساخت. بنابراین ، با توجه به تولید حجم بالای گاز و نیاز به تزریق حجم كم گاز در میادین نفتی، راه‌‏حل دیگری به جز فروش گاز از طریق LNG یا خط لوله برای قطر باقی نمی‌‏ماند . در حالی كه نیاز به تزریق گاز به مخازن نفتی كشور ایران به اندازه‌‏ای بالا است كه می‌‏توان تا بیش از ۲۰ میلیارد فوت مكعب (به تعداد ۲۰ فاز پارس جنوبی)در روز به این مخازن گاز تزریق كرد و كل مصرف گاز كشور، ۲۰۰ میلیارد متر مكعب در سال (۷۰۰۰ میلیارد فوت مكعب درسال) برای تزریق و نیز حدود ۱۱۰ میلیارد متر مكعب در سال جهت مصارف دیگر خواهد بود.